تبليغاتX
در بازی دل نگاه من مست تو بود

در بازی دل نگاه من مست تو بود

.... بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت .... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسی كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي ..... بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي .... و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 10:45  توسط دانیال  | 

پرسيد:

 به خاطر كي زنده هستي؟ با اينكه دلم مي خواست با تمام وجودم داد بزنم

"بخاطر تو" بهش گفتم به خاطر هيچ كس. پرسيد پس به خاطر چه زنده

 هستي؟ با اينكه دلم فرياد ميزد "به خاطر تو" با يك بغض غمگين گفتم به

خاطر هيچ چيز. ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟ در حاليكه اشك

 تو چشمانش جمع شده بود گفت به خاطر كسي كه به خاطر هيچ زنده

 است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 10:41  توسط دانیال  | 

برای عشق تمنا كن ولي خار نشو. براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده .

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو. براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن . براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير .

 براي عشق وصال كن ولي فرار نكن . براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن .

 براي عشق بمير ولي كسي رو نكش . براي عشق خودت باش ولي خوب باش

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 11:43  توسط دانیال  | 

من و تو از دیار بی کسانیم

در این غوغا چه کس را کس بدانیم

کسی نشنیده فریاد کمک را

کمک کن تا یرای هم بمانیم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم فروردین 1387ساعت 12:26  توسط دانیال  | 

  

تقدیم به دوستان گلم

فدای شما

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 10:17  توسط دانیال  | 

 

هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره

نداريم هيچ کدوم حرفي که بازم تازه باشه

چراغ خنده هامون خيلي وقته سوت و کوره

من وتو،من وتو ،من وتو

هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم

خسته از اين قصه ها ييم هم صداي بي صداييم

نشستيم خيلي شب ها قصه گفتيم از قديما

يه عمره وعده ها رو داديم و حرف ها رو گفتيم

ديگه هيچي نمي مونه براي گفتن ما

گلاي سرخمون پوسيده موندن توي باغچه

ديگه افتاده از پا ساعت پير رو طاقچه

گلاي قالي رنگ زرد پاييزي گرفتن

اونام خسته شدن از حرف هر روز تو و من

 

من وتو ،من و تو ،من وتو هم صداي بي صداييم با هم و از هم جداييم خسته از اين قصه هاييم هم صداي بي صداييم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 13:44  توسط دانیال  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 13:43  توسط دانیال  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 13:41  توسط دانیال  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 13:40  توسط دانیال  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم بهمن 1386ساعت 13:39  توسط دانیال  |